جمعه چهارم آبان 1386
آسیب شناسی جنبش کارگری به چه معناست؟
زمانی می توان از آسیب شناسی حرفی به میان آورد که بتوان مسیر حرکت جنبش کارگری را مورد بررسی قرار داد و نقاط قوت و ضعف آن را یافت. یعنی بتوان رویه های انجام شده در گذشته و حال جنبش کارگری و مشکلات دست به گریبان و فراز و نشیب های آن را به شکلی همه جانبه مورد بازنگری قرار داد.
اینکه افراد یک جنبش کارگری به خاطر برطرف کردن نیازهای مادی روزانه خود و یا خانواده به دریافت کمک مالی از حوزه هایی غیر معمول مبادرت می ورزند، آسیب شناسی جنبش کارگری نیست، بلکه مطرح کردن یک معلول است که می توان برای اثبات و یا رد آن پیگیری های لازم را صورت داد. در حالی که برای آسیب شناسی، نیاز به شناخت علت های مسأله داریم. اگر چنین زمینه ای در جنبش کارگری وجود داشته باشد با حرف و انتقاد و نصیحت نمی توان از معلول ها جلوگیری کرد و لازم است به دنبال یافتن راه کارهای ریشه ای مسایل بود. به عنوان مثال وقتی یک جامعه ای دچار بحران می شود و دولت ها به نیازهای مردم بی توجه می شوند، در این جامعه قطعاً دزدی، دروغ گویی، پشت هم اندازی، ریاکاری، روحیات فردی و ... رشد خواهد کرد و فعالیت های اجتماعی و نفع عمومی یا به کنار خواهد رفت و یا از اساس آن تهی خواهد شد. در این شرایط بسیاری از آدم های ظاهر بین مطرح می کنند که آدم های این جامعه بی فرهنگ، ضعیف النفس، دزد، دروغ گو و ... هستند و نمی شود روی آنها حساب کرد. برخی برای توجیه کارهای اشتباه خود، مثال از همه مردم می آورند که وقتی این جامعه از پایه خراب است و نمی توان روی آدم ها حساب کرد دیگر چه دلیلی دارد که ما درست عمل کنیم، ما هم باید گلیم خود را از آب بیرون بکشیم وگرنه در این چرخ گردون له می شویم. در حالیکه همین آدم ها، در لحظاتی از تاریخ، روحیاتی جمعی داشتند، به هم کمک می کردند، به هم پناه می دادند، مراقب هم بودند، منافع جمعی را بر منافع فردی ترجیح می دادند، ولی زمانی که عرصۀ خصوصی بر عرصۀ عمومی ترجیح داده می شود، بسیاری از افراد تلاش می کنند که به شکلی فردی به مسایل نگاه کنند و منافع جمع یا گروه و یا حوزه فعالیت خود را نادیده بگیرند و به راحتی دیگری را له کنند. یک جنبش همانند یک جامعه است و اگر در درون آن، یک سیستم حمایتی وجود نداشته باشد و یا راهکارهای عملی برای رفع نیازهای اولیه اعضای جنبش وجود نداشته باشد، احتمال به انحراف کشیدن آن وجود دارد و قطعاً سازمان ها، گروه ها و افرادی وجود دارند که به منظور تخریب جنبش، بخصوص اگر این جنبش یک حرکت همه گیر و جدی باشد تلاش خواهند کرد که در آن نفوذ کنند تا به اشکال مختلف آن را به انحراف بکشانند. پس برای آسیب شناسی یک جنبش، لازم است که همۀ ابعاد و مشکلات بوجود آمده ناشی از آن را شناسایی و در جهت حل آن حرکت کرد تا بتوان این انتظار را داشت که این جنبش به نتیجه مورد انتظار نزدیک شود. همیشه در هر حرکتی سودجویانی وجود دارند که به روش های مختلف قصد تخریب یک حرکت اجتماعی را دارند، در حالیکه افراد دلسوز و علاقمند به جنبش، تلاش می کنند که مشکلات یک حرکت اجتماعی را به شکلی سازنده بررسی کنند و در جهت رشد و بالندگی آن گام بردارند و قطعاً برای بهبود حرکت های اجتماعی نیاز به چنین بررسی هایی وجود دارد.
من در زیر نمونه ای از سؤالاتی را که برای آسیب شناسی جنبش کارگری لازم است را مطرح می کنم:
چه زمانی یک حرکت اجتماعی تبدیل به یک جنبش می شود؟
در شرایط حاضر چه عواملی باعث به وجود آمدن جنبش کارگری می شود؟
با اجرای طرح خصوصی سازی شرکت های دولتی، شرایط کار کارگران بهبود یافته است؟
چند کارخانه تا به حال مشمول طرح خصوصی سازی شده است؟
چند نفر از کارگران در اجرای طرح خصوصی سازی از کار بیکار و بی خانمان شده اند؟
چند از نفر از کارگران توانسته اند با پیگیری و مبارزات خود به سر کار برگردند؟
آمار دقیقی از بیکاری کارگران در راستای سیاست های نئولیبرالی رژیم وجود دارد؟
تا چه میزان جنبش کارگری موفق شده است که با سیاست های خصوصی سازی مبارزه کند؟
تا چه میزان نیروهای سیاسی از جنبش های کارگری حمایت کرده اند؟
تا چه میزان جنبش های کارگری موفق شده است که مشکلات کارگری را تا به پایان پیگیری نماید؟
تا چه میزان نیروهای سیاسی با آمار و ارقام این سیاست ها را برای کارگران آشکار نموده اند؟
تا چه میزان جنبش کارگری و نیروهای سیاسی موفق شده اند همه گیر بودن مشکلات کارگری را نشان دهند؟
تا چه میزان نیروهای سیاسی در هر یک از حرکت های سیاسی و یا اجتماعی حضور دارند؟
تا چه میزان جنبش های کارگری پراکنده موفق شده اند پشتیبان سایر جنبش های کارگری باشند؟
تا چه میزان جنبش های کارگری پراکنده با هم متحد شده و به یک جنبش همه گیر تبدیل شده اند؟
تا چه میزان کارگران تمایل دارند که اعتراضات خود را به صورت جمعی ابراز نمایند؟
تا چه میزان همبستگی میان کارگران وجود دارد؟
چه عواملی از همبستگی جنبش کارگری جلوگیری می کند؟
تا چه میزان همبستگی میان فعالین سیاسی و یا اجتماعی مدافع جنبش های کارگری وجود دارد؟
عوامل نبود یک حرکت همه گیر جنبش کارگری به منظور رفع نیاز مشکلات کارگری در چیست؟
آیا تلاش کرده ایم که این مسایل را به صورت ریشه ای بررسی کنیم؟
مشکل اصلی نیروهای سیاسی این است که هر کدام به دنبال کسب قدرت هستند و فقط می خواهند فعالیت های حوزه خود را نشان دهند و مشکلات و نارسایی های این فعالیت ها را به صورت آشکار مطرح نمی کنند. شاید اطلاعات واقعی نیز از حرکت های کارگری پراکنده وجود ندارد و برای همین یا اتهام می زنیم و یا به نوعی می خواهیم خود را تبرئه کنیم.
زمانی می توانیم به شکل واقعی با این سیاست ها مبارزه کنیم که به شکل ملموس مسیر حرکت اتفاقاتی را که در کشور رخ می دهد به صورت مستدل نشان دهیم. اینکه به صورت جداگانه فقط اخباری ارایه یا حتی آن حرکت تحلیل شود، دردی را از کارگر دوا نخواهد کرد. کارگر حق زندگی دارد و می خواهد زندگی خود و خانواده اش را نجات دهد. زمانی می تواند به صورت محکم با این سیاست ها مبارزه کند که بداند غیر از او افراد دیگری هم با مشکلات مشابه وجود دارند و زمانی می توانند موفق شوند که با یکدیگر متحد شده و در یک مسیر حرکت کنند.
مسلم است که دشمنان داخلی و خارجی برای حفظ قدرت و یا برای به قدرت رسیدن خود از هر وسیله ای برای به انحراف کشیدن جنبش ها استفاده می کنند. در ایران به دلیل فشارها و تنگناهای مختلفی که حکومت بر ما تحمیل کرده است، بسیاری از نیروهای سیاسی و حتی خود کارگرارن از شناخت واقعی جنبش عاجز هستند و به همین دلیل رشد کمی و کیفی لازم را نکرده است.
28 سال است که به صورت روزمره زندگی می کنیم و تلاش نمی کنیم که با مسایل به شکلی ریشه ای برخورد کنیم. یا به هم انگ می زنیم و یا برای رفع انگ های دوستان به انگ های دشمنان روی می آوریم. شما منابع خبری ما را در نظر بگیرید چقدر تحلیل های واقعی در آن وجود دارد؟ هر کدام تلاش می کنند که برای رسیدن به قدرت، فقط مسایل حوزه فعالیت خودشان را مطرح کنند. ما در حال حاضر شاهدیم که به علت بسته بودن تمام منابع خبری و ارتباط گیری مؤثر با جنبش های داخلی و سایر جنبش ها، به راحتی دچار انحراف مسیر می شویم و فقط اخبار رسیده از طرف گروهای خاصی به دست ما می رسد و این خبرها به شیوه ای طراحی می شوند که مسیر حرکت جنبش ها را به انحراف می کشانند. یک نمونه اش صدای آمریکا و راه کارهای آقایان نوری زاده و سازگارا و ... است که برای بسیاری از نیروهای سیاسی بریده حجت شده است.
متأسفانه سیاست های نئولیبرالی تعریف شده نیست و همین امر باعث می شود که در شناخت خود در بسیاری از موارد دچار اشتباه شویم و حتی در بسیاری از موارد به بیراهه کشیده شویم. همین اشتباهات نیز باعث می شود که بسیاری از نیروهای فعال سیاسی یا دچار یک نوع بی عملی می شوند و یا در صورت انجام عمل به سازش با شرایط موجود تن می دهند.
یک نمونه از این سازش ها، عقب گرد بخشی از جنبش زنان ایران است که حتی با اتخاذ سیاست های راست روانه، توانسته جذابیت زیادی پیدا کند و نیروهای بسیاری را به دنبال خود بکشاند. یکی از علت های آن نیز مشکلات بسیار مردم در این زمینه است ولی اصل حرکت، چه دستاوردی خواهد داشت و چقدر جنبش زنان را به عقب خواهد کشاند معلوم نیست؟
در کشور ما بسیار رایج است که خیلی سریع مردم سوار موج می شوند و زمانی که یک موج بزرگ تر در راه باشد همه به دنبال آن می افتند. مردم عادت ندارند که به شکلی ریشه ای مسایل را بررسی کنند. بسیاری از افراد و سازمان ها نیز تلاش می کنند که در این جنبش ها نفوذ کنند، ولی اینکه چقدر می توانند موفق شوند به دو عامل بستگی دارد:
1- این جنبش چقدر عمیق است و دارای چه اصولی است که به راحتی نتوان در آن نفوذ کرد.
2- این جنبش چقدر ضعف دارد که با هر فشاری، چقدر می توان آن را از مسیر اصلی منحرف کرد.
به نظر می رسد که برای جلوگیری از به انحراف کشیده شدن جریان های کارگری لازم است که سیاست های نئو لیبرالی به شکلی بسیار ساده و ملموس آموزش داده شود. یعنی بایستی آنقدر کار شود که در اذهان افراد نهادینه شود و امکان نفوذ و انحراف مسیر در آن به سادگی صورت نگیرد.
یکی از عواملی که بتوان از به انحراف کشیده شدن جنبش های کارگری جلوگیری کرد، بررسی حرکت های کارگری از ابتدا تا انتها در واحد زمانی مشخص است. مثلاً می توان به عنوان نمونه چند حرکت کارگری را در طی یک دورۀ مشخص مورد بررسی قرار داد و نقاط قوت و ضعف و نتایج به دست آمده از آن حرکت را شناسایی کرد و این تجربیات را در اختیار همۀ جنبش های کارگری قرار داد.
منصوره بهکیش
جمعه سی ام شهریور 1386
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386
ايتاليا از گزارش البرادعى درباره فعاليت هاى هسته اى ايران استقبال كرد
جمعه نهم شهریور 1386
نخستين قهرمانى نوجوانان واليبال در جهان
نخستين قهرمانى نوجوانان واليبال در جهان
عيدى ورزش به ملت ايران
تيم نوجوانان واليبال ايران قهرمان جهان شد. اين اتفاق تاريخى ديروز با پيروزى ۲-۳ مقابل چين رقم خورد تا در آستانه نيمه شعبان، ورزش عيدى بزرگ خود را به ملت عزيز ايران تقديم كند.
ديروز، يك روز به ياد ماندنى براى ورزش ايران بود. همه در شادى اين افتخار سهيم شدند. از رئيس جمهور محترم گرفته كه بلافاصله از طريق تلويزيون پيام تبريك خود را به گوش ايرانيان رساند تا آن رهگذرانى كه در خيابان ها همراه با به صدا درآوردن بوق اتومبيل ها به يكديگر تبريك مى گفتند. پيروزى بر چين آسان به دست نيامد. حريف تيمى بود كه در مراحل قبل تيم هاى بزرگى مثل آرژانتين، فرانسه، بلژيك و روسيه را شكست داده بود. چينى ها با اتكا به بازيكنان سرعتى نظير «هونگ مين بيان» ۲۱۰سانتيمترى و «چانگ بين سون» ۲۰۱سانتيمترى همه رقبايشان را آزار دادند و با همين حربه به جنگ ايران آمدند. تنوعى كه «رانگ مينگ لى» پاسور اين تيم در خط حمله به كار مى گرفت در كنار دريافت هاى خوب چشم بادامى ها در«ست» نخست كار را براى تيم كشورمان سخت كرد از طرفى ديگر سرويس هاى خوب اين تيم عاملى شد تا توپ هاى اول به خوبى در اختيار اشكان درخشان، پاسور تيم كشورمان قرار نگيرد و مدافعان بلندقامت حريف به راحتى راه را بر مهاجمان ايرانى ببندند. چينى ها اين «ست» را ۲۵ بر ۲۱ بردند اما از اين پس بود كه تدابير كادر فنى تيم ايران چاره گشا شد و ورق به سود شاگردان ست كوويچ برگشت. اگرچه كارهاى تركيبى و دوبله كارى هاى چينى ها ميان مناطق ۳ و ۴ مشكلاتى براى مدافعان ايرانى ايجاد مى كرد و اما وقتى در سرويس چاشنى دقت در دستور كار تيم كشورمان قرار گرفت و آناليزورها اطلاعات كاملى در اختيار ست كوويچ قرار دادند اين مربى با كاستن از مشكلات «ست» اول حريف را در تنگنا قرار داد. تغيير پاسور و ورود «سال افزون» از جمله تدابير خوب اين ست بود. ضمن اين كه مجتبى غياثى در مناطق ۲ و ۴ تقريباً بى مهار باقى ماند. او تا پايان مسابقه به تنهايى ۳۰امتياز گرفت. در «ست» دوم مدافعين ميانى ايران (جديدى و باقرپور) هم به مراتب بهتر از «ست» اول ظاهر شدند تا نتيجه ۲۵ بر ۲۲ براى ايران رقم خورد. اين برترى از نظر روحى نيز وضعيت تيم كشورمان را بهبود بخشيد و به آنها اعتماد به نفس بالايى دادطورى كه با وجود عقب ماندگى امتيازات در جريان «ست» سوم در مقاطع مختلف آن را جبران كردند و در نهايت «ست» سوم را ۲۶ بر ۲۴ از آن خود كردند. آنچه در اين ست به خوبى مشهود بود دريافت ها و دفاع روى تور خوب بازيكنان ايرانى بود كه نتيجه داد.
«ست» چهارم با رقابت پاياپاى هر دوتيم پيش رفت و در اواسط اين «ست» بودكه ايران در يك مقطع ۱۵ بر ۱۰ از رقيب پيش افتاد. امتياز ۲۴ بر ۲۲ براى ايران در اواخر ست تقريباً تيم كشورمان را در آستانه قهرمانى قرار داد كه چند اشتباه از سوى بازيكنان كشورمان نه تنها كار را به تساوى كشاند كه در نهايت برترى ۳۱ بر ۲۹ را به سود حريف رقم زد. چنين شرايطى را تيم ايران در ست سوم و زمانى كه چين ۲۴ بر ۲۲ پيش بود، به وجود آورده بود. ست كوويچ در «ست» پنجم اشكان درخشان با تجربه را بار ديگر به عنوان پاسور تيم به ميدان فرستاد و با جديتى كه بازيكنان از همان ابتدا به كار گرفتند، به راحتى برترى ۱۵ بر ۷ را ثبت كردند تا تماشاگران پرشمار ايرانى كه در سالن واليبال شهر تيخواناى مكزيك حضور داشتند جشن بزرگى برپا كنند. اين براى نخستين بار است كه در طول ۱۰ دوره برگزارى رقابت هاى نوجوانان جهان تيم ايران قهرمان مى شود. در سال ۲۰۰۱ تيم كشورمان در قاهره نايب قهرمان شد و در سال ۲۰۰۳ نيز مقام سوم مسابقه هاى جهانى بانكوك را كسب كرد.
|
بدون شك نقش كادر فنى و آناليزورهاى تيم در به دست آمدن اين افتخار تاريخى انكارناپذير است. ست كوويچ، سرمربى تيم ايران كه در واقع يك تيم را در اختيار داشت ثابت كرد انتقادهاى قبلى از وى مبنى بر ضعف در كوچينگ چندان با واقعيت نزديك نيست. او ارتباط خوبى با اعضاى تيم داشت و در لحظات حساس بازى نيز تصميم هايى كاملاً منطقى گرفت. اين را هم از ياد نبريم فدراسيون واليبال تداركى به مراتب بهتر از دوره هاى پيش براى تيم نوجوانان در نظر گرفته بود كه نتيجه آن را هم گرفت. ديروز تيم فرانسه با پيروزى ۱-۳ مقابل آرژانتين در مكان سوم ايستاد. تيم هاى لهستان، بلژيك، برزيل، هند، روسيه، آلمان، پورتوريكو، مكزيك، كوبا، تونس، آمريكا و مصر نيز رده هاى پنجم تا شانزدهم جهان را از آن خود كردند.
در جمع بهترين هاى اين دوره از رقابت ها عليرضا جديدى از ايران بهترين مدافع نوجوان دنيا شد و مجتبى غياثى علاوه بر كسب عنوان بهترين بازيكن مسابقات، رده دوم امتيازآورترين بازيكن ها را نيز از آن خود كرد. همچنين در بين پاسورهاى برتر اشكان درخشان چهارم شد و گل محمد سخاوى ليبروى گنبدى تيم كشورمان در مكان نهم بهترين توپگيرها و سيزدهم برترين دريافت كننده ها ايستاد.
تبريك به حماسه سازان
مهندس محمد على آبادى، معاون رئيس جمهور ورئيس سازمان تربيت بدنى اين پيروزى را تبريك گفت و افزود: از بابت اين موفقيت خداى را شاكرم و قدردانى خود را از تلاش همه كادر فنى، بازيكنان و مسئولان فدراسيون ابراز مى دارم.
حدادعادل رئيس مجلس شوراى اسلامى نيز گفت: براى نخستين بار است در ايران كه يك مسابقه گروهى مانند واليبال قهرمان جهان مى شود، بنابراين بايد از اين فرزندان برومند تشكر كرد. محمدرضا داورزنى رئيس فدراسيون واليبال با ابراز خوشحالى گفت: اين يكى از بزرگترين افتخارهاى ورزش ايران پس از انقلاب است كه اميدوارم در ديگر رده ها نيز ادامه يابد.
سه شنبه ششم شهریور 1386
كارت سوخت 1300 ليتري براي نمايندگان
به گزارش خبرنگار پارلماني آفتاب، محسن كوهكن عضو هيات رييسه مجلس امروز(دوشنبه) در صحن علني مجلس اقدام به توزيع كارت سوخت ويژه، به نمايندگان كرد. 
وي كه دو كيسه نايلون سفيد و زرد در دست داشت، به سراغ تك تك نمايندگان ميرفت و كارت سوخت را به آنها ارائه ميكرد.
به نظر ميرسد پس از آنكه رسانههاي جمعي اقدام به انتشار خبري در مورد توزيع بنزين با قيمت صد تومان و بدون محدوديت به نمايندگان در ساختمان قديمي مجلس شمردند هيات رييسه اقدامه به تمهيدات جديدي براي حل مشكل سوخت خودروهاي نمايندگان كرده است.اين موضوع به صورت تهيه كارت سوخت ويژه براي مجلسيان است. اين كارت حاوي 1200 ليتر بنزين است.
البته حداد عادل در جلسه مطبوعاتي امروز خود با خبرنگاران اين مطلب را تاييد كرد و گفت: نمايندگان براي سركشي به حوزههايشان به بنزين نياز دارند.
دوشنبه پنجم شهریور 1386
سازمان بين المللي كار و تشكل هاي كارگري
| بازبيني روند تكامل در يك سازمان بين المللي - (2) سازمان بين المللي كار و تشكل هاي كارگري علي حسيني |

گسترده شدن تقسيم كار همانگونه كه در خلق ابزارهاي نوين براي افزايش توليد تا ثيرگذار بود، خود موجب كاهش هزينه ريسك ايمني و بهداشت كار و كاسته شدن كار جسمي شد. از ديگر سو، گسترش پيچيدگي كار و تخصص، به افزايش و گسترش تعامل اجتماعي يا جنبه هاي كاركردي توليد و ايجاد ساختارهاي جديد نيز تا ثير گذاشت.
چنين تحولي در يك پروسه تاريخي، نگرش فلسفي نسبت به توليد و مناسبات آن را تغيير داده و نظريات و دكترين هاي جديدي را به وجود آورده است.
سازمان بين المللي كار، طي يك قرن فعاليت به ويژه در دهه هاي 1930 و 40 جهان بيني هاي مرتبط با مسائل توليد و كار را تجربه كرده و پس از پايان جنگ جهاني دوم به تدريج وارد عرصه هاي اجتماعي اعم از مسائل حقوقي، اقتصادي، بهداشتي، علمي (تكنولوژيكي) و زيست محيطي شده است.
در كنار كميته هاي تخصصي كار، آنچه براي سازمان بين المللي كار اهميت دارد، امنيت بهره وري از طريق ايمني و سلامتي در كار به ويژه بيماري ها و حوادث ناشي از كار در كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته است.
بررسي سازمان بين المللي كار نشان مي دهد كه بيشترين حوادث در كارگاه هاي توليدي كوچك رخ مي دهد. هرچند در صورت استفاده از دستاوردهاي علمي توليد، شرايط مطلوبي براي كار ايجاد خواهد شد، اما شرايط كار مطلوب براساس مناسبات عادلانه، مستلزم ايجاد يك مكانيزم نظارت به منظور انطباق سيستم ها با قوانين حمايتي است. سازمان بين المللي كار با ارايه برنامه <بازرسي كار> به عنوان نهادي الزام آفرين در كنار مسائل پيشگيرانه اوليه، برضرورت نظارت بر حوادث، روابط صنعتي كار، شرايط كار، بهداشت و كار كودكان، امنيت و ايمني شغلي تصريح كرده است.
تا سال 1997 ميلادي حدود 90 ميليون كارگر مهاجر در جهان وجود داشتILO . در اين زمينه، دستورالعمل هايي براي قانونگذاري تدوين و به دولت ها ابلاغ كرد.
به طور تقريبي، هم اينك حدود 3/1 ميليارد نفر نيروي كار در جهان وجود دارد كه حدود 170 ميليون نفر آنها در اتحاديه هاي كارگري فعال هستند. چالش ها و مشكلات اتحاديه ها بيانگر آن است كه تعداد اعضاي آنها كاهش يافته است. هرچند در اين زمينه تحقيق جامعي از نظر سبب شناسي صورت نگرفته، اما يكي از دلايل عمده كاهش عضويت را در كنار تضييقات برخي دولت هاي در حال توسعه، مي توان فقر آگاهي يا به عبارت ديگر پايين بودن سطح فرهنگ كارگران دانست.
ILO بر اين باور است كه اتحاديه هاي كارگري از مكانيزم هاي مهم دموكراسي محسوب مي شوند كه خود در ثبات اجتماعي و ايجاد توازن در اقشار و طبقات اجتماعي تا ثير گذارند.
تقويت سازمان هاي كارگري و كارفرمايي مستقل در كشورهاي در حال توسعه، موجب ارتقاي توانمندي آنان در تصميم گيري و تصميم سازي اقتصادي و اجتماعي خواهد شد و از ديگر سو جامعه را در عين وحدت به تكثر مطلوب از پايين هدايت خواهد كرد. به هر حال، پژوهش در سبب شناسي كاهش عضويت يا علل كندي وعدم تكامل سازمان هاي صنفي و شيوه هاي جذب از مواردي است كه ILO بايد بيشتر به آن بپردازد.
سازمان بين المللي كار بر اين باور است كه توسعه اقتصادي بايد با پيشرفت اجتماعي همراه باشد. بنابراين توسعه تجارت با بدتر شدن وضع كارگران و نقض حقوق اساسي بشر به دست نمي آيد. بخشي از اين موارد داراي ويژگي هاي اقتصادي، اجتماعي و فني است كه با جهاني سازي هم مرتبط است.
سازمان بين المللي كار براي توسعه تخصص هاي مرتبط با مسائل اقتصادي-اجتماعي اقدام به تا سيس مركز آموزش بين المللي كار كرده است. كه در اين راستا، حدود 000/70 نفر از 172 كشور جهان آموزش ديده اند.
در سال 1996 نيز به منظور تقويت آموزش كاركنان و گسترش همكاري بين نمايندگي ها و برنامه هاي سازمان ملل اعم از جنبه هاي كاركردي (بيانيه ها، توصيه نامه ها و كنوانسيون ها) و ساختاري، دانشكده كاركنان سازمان ملل متحد تا سيس شد.
سازمان بين المللي كار بر اين باور است كه ميثاق هاي حقوق اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و مدني چون رابطه مستقيمي با مسائل انساني در حوزه كار دارد، بنابراين نوع نگاه و رويكرد اين سازمان تخصصي از مسائل حقوق بشر جدا نيست و براي تحقق كرامت انساني بايد ابزار و لوازم توسعه پايدار يعني مسائل توليد و كار را به گونه اي شايسته به ويژه در كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه براساس استانداردهاي مطلوب، بهينه و ساماندهي كرد.
دوشنبه پنجم شهریور 1386
بازار سياه فروش بليت در مهرآباد
بازار سياه فروش بليت در مهرآباد
حتي اگر خارج شدن چندين فروند از هواپيماهاي مسافربري را از چرخه حمل و نقل هواپيمايي كشور ناديده بگيريم ،
سهميه بندي بنزين و در نهايت افرايش تقاضا براي سفر براي گرم شدن بازار سياه خريد و فروش بليت پروازهاي داخلي كفايت مي كند به گونه اي كه براي مثال در حال حاضر بليت 43هزار و 300 توماني تهران به مشهد در فرودگاه مهرآباد تا 80هزار تومان هم به فروش مي رسد و از سوي سازمان هواپيمايي نيز هيچ نظارتي بر كارت پرواز مسافران و صدور بليت به نام خود آنها وجود ندارد.
آنچه در پي مي آيد ، مشاهدات خبرنگار ما از بعدازظهر چهارشنبه هفته گذشته در فرودگاه مهرآباد است :
فرودگاه مهرآباد - آخر هفته - ساعت 17: همهمه در سالن انتظار پروازهاي داخلي ، نه از شوق ديدار عزيزي از سفر برگشته است و نه از بيقراري دور شدن مسافري محبوب ؛ همهمه از پچ پچ هاي گنگي است كه در گوش بي بليت هاي جامانده از پرواز مي خوانند: «بليت كجا را مي خواهي؟» از همان روز كه حسين خانلري ، رئيس سازمان هواپيمايي كشوري از افزايش 15 تا 17 درصدي بليت هاي هواپيما خبر داد يا همان وقت كه رسانه ها اعلام كردند با سهميه بندي بنزين ، تقاضا براي سفرهاي هوايي 40درصد رشد داشته است ، مي شد حدس زد كه دير يا زود بليت هواپيما ناياب مي شود و بازار آزادش پر رونق.
در انتهاي صف طولاني مسافران ، جلوي يكي از آژانس هاي هواپيمايي خصوصي مي ايستم.
مسوول فروش بليت مي گويد: تا 12 شهريور بليت اهواز نداريم. مرد جلويي ، سرش را تا نيم دايره خالي گيشه خم مي كند. سفر من ضروريه ! هزينه اش اصلا مهم نيست. مسوول فروش به او اشاره مي كند. مرد از صف جدا مي شود و دورتر از ما به انتظار مي نشيند. مسافر پشت سري مي خندد: بعضي از اين آژانس ها هر جور بليت دارند. بليت به نرخ معمولي ، بليت به نرخ روز. اگر مقصدت جاي پررفت وآمدي نباشد، ارزان مي فروشند وگرنه بايد حسابي خرج كني ، حداقل دو برابر قيمتش.
مهدي زلقي ، كارمند ايران خودرو جلوي گيشه به ساعتش نگاه مي كند: حدود 4 ، 5 روز پيش بليت اهواز به تهران را كه قيمتش 33هزار و 700 تومان است ، 60 هزار تومان خريدم. امروز هم بايد آزاد بخرم. زلقي بي خبر است اما چند دقيقه پيش از او، مرتضي خانلي ، يكي از مسافران سرگردان ، بليت اهواز را 100هزار تومان خريده است و اين يعني قيمت بليت آزاد اهواز از 4 ، 5 روز پيش از 2 برابر نرخ واقعي به 3برابر رسيده است.
مرد بلندقدي كه بيرون از صف ايستاده است ، مي گويد: كرمان كسي نمي خواهد؟ من بليت كرمان دارم ! زني دست شوهرش را مي كشد: يك در هزار شايد كارت شناسايي خواستند ، آن وقت چه كار مي كني؟ مرد مي خندد: كي تا حالا كارت خواسته اند؟ مرد بلند قد كه بليت كرمان را حراج كرده است ، مي گويد: فقط توي پروازهاي خلوت كارت مي بينند ، حاج خانم !
حتي آژانس ها
ليست انتظار جعلي !
مي گويم : از عهده اش برنمي آيم. مرد شانه بالا مي اندازد: پس يكي از آنها كه آزاد مي فروشند را پيدا كن. كارمندهاي فرودگاه هم در بعضي از پروازها سهميه دارند. بعضي ها صندلي شان را مي فروشند، ولي پيدا كردنشان آسان نيست. پروازهاي دولتي «ليست انتظار اصفهان نداريم» ، «ليست انتظار شيراز نداريم» ، «ليست انتظار مشهد نداريم» و.
.. كاغذهاي كوچك روي شيشه گيشه بليت فروشي ، مسافران چشم انتظار روبه روي بخش فروش بليت پروازهاي دولتي را قانع كرده است.
در سالن غربي فرودگاه رو به روي بخش پروازهاي دولتي ، از صف خبري نيست.
يكي به شيشه مي كوبد ، يكي التماس مي كند و آن ديگري براي مسوول فروش ، خط و نشان مي كشد. ناهيد رضايي ، خواهر جانباز است و اهل آبادان ، سر تكان مي دهد: بليت ما مثلا اپن است ولي هيچ فرقي با كسي كه بليت ندارد ، ندارم.
همين جا منتظرم باش راه مي افتم پشت سر مرد عينكي و مسافر ديگري كه از راهروي باريك تا سالن مي دوند ، مسافر اسكناس ها را مي شمارد و مرد عينكي كارت شناسايي اش را نشان مي دهد و كارت پرواز را مي گيرد. مسافر تشكر مي كند ، اسكناس ها را كف دست مرد عينكي مي گذارد ، كارت پرواز را از دست او مي قاپد و مي دود تا از پرواز جا نماند. مرد عينكي پولها را مي شمارد. به مسافري ديگر كه آهسته با او حرف مي زند ، مي گويد: مطمئن نيستم ! بليت مشهد سخت گير مي ياد!
همين جا منتظرم باش !